وصيت شريعتي به پسر
پسرم، نمي خواهم برايت سخنراني کنم، نه قصدش را دارم و نه حالش را.
زندگي را در فرهنگ اروپائي، هشتاد سال معدل ميگرفتند و چهل سال را نيمه راه زندگي ميناميدند. «دانته» در جلد اول بهشت و دوزخ و برزخ که با اين عبارت آغاز ميشود: «در نيمهراه زندگاني ما»، مقصودش چهلسالگي است. براين اساس، من به نيمهراه زندگاني خويش رسيدهام؛ اما من نه در فرهنگ غربي که در شرق زندگي ميکنم، معدل عمر ما خود چهل سال نيست و اگر عمر امثال مرا ملاک بگيري که اساس بر جوانمردگي است.
به هرحال احساس ميکنم که ديوارها از پيرامون من دمبهدم، لحظهبهلحظه به من نزديکتر ميشوند؛ اندکاندک احساس ميکنم که بر روي سينهام فشار ميآورند. در پشت هر ديوار کميني، از هر سايهاي خطري و از هر گوشه توطئهاي؛ اينست فضائي که در آن تنفس ميکنم.
متأسف نيستم، زيرا تأسف حالتي است، دريغي است که...
برای دریافت ادامه ی متن به ادامه ی مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب...
بنام ایزدیکتا
این وبلاگ به لحاظ عشق به وطنم ساخته شده ودر ابتدا ازتمامی همشهریانم چه درداخل وخارج ازکشور می خواهم درارایه مطالب مرا یاری وماراازنظرات ارزشمندخود بی بهره نگذارند

